پول روزی فلز بود، بعد کاغذ شد و امروز بیشترش رقمهایی در دفتر بانکهاست. در هر مرحله، پول سه کار انجام میدهد: واسطهٔ مبادله است (نیازی به مبادلهٔ جنس به جنس نیست)، معیار ارزش است (قیمتها را با آن میسنجیم) و ذخیرهٔ ارزش است (امروز میفروشیم، فردا میخریم).
تورم؛ وقتی معیار کش میآید
اگر مقدار پول در گردش سریعتر از تولید کالا و خدمات رشد کند، هر واحد پول سهم کوچکتری از واقعیتها را میخرد: قیمتها بالا میروند. این «تورمِ تقاضا» است. اگر خودِ تولید گران شود — انرژی، دستمزد، ارز — قیمتها باز بالا میروند و این «تورمِ هزینه» است. در ایران هر دو رخ میدهد و به هم گره خوردهاند؛ به همین دلیل تورم ما پس از جهشها بهسختی پایین میآید: انتظارات خانوارها خودشان به چرخه تبدیل میشود.
تورم چه کسانی را میزند؟
بیشترین آسیب متوجه سه گروه است: دریافتکنندگان درآمد ثابت (حقوقبگیران)، دارندگان دارایی نقدی بدون بهره (حسابِ بیسود) و پساندازکنندگان با سودِ زیر تورم. در مقابل، بدهکارانِ با نرخ ثابت و دارندگان داراییهای واقعی — مسکن، طلا، سهام شرکتهای باانعطاف قیمتگذاری — نسبتی از تورم را خنثی میکنند.
چه کنیم؟
سه قاعدهٔ عملی: ۱) همیشه «سود واقعی» (نرخ منهای تورم انتظاری) را مبنا قرار دهید. ۲) نقدینگیِ روزمره را از پسانداز بلندمدت جدا نگه دارید تا مجبور به فروش در بدترین لحظه نشوید. ۳) ترکیب دارایی را متنوع کنید تا هیچ مسیر واحدی از تورم، کل ثروت را نخورد. تورم را نمیتوان حذف کرد؛ اما میتوان جای سرش را زود دید و جابهجا شد.